تبلیغات
matalebe jaleb va khandani
قالب وبلاگ

matalebe jaleb va khandani
خدایا...تمام خنده های تلخ امروزم را میدهم،یکی از آن گریه های شیرین کودکی ام را پس بده...! 
نویسندگان
چت باکس


خیلی زیباست...

امید...

شخصی را به جهنم می بردند.در راه بر می‌گشت و به عقب خیره می‌شدناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببرید. فرشتگان پرسیدند چرا؟پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد... او امید به بخشش داشت

 

عشق... 

امیری به شاهزاده گفت:من عاشق توام.شاهزاده گفت:زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.امیر برگشت و دید هیچکس نیست .شاهزاده گفت:عاشق نیستی !!!!عاشق به غیر نظر نمی کند

 

زیبایی... 

دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد :اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت رابفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم"دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت:یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا...و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت: نه... خدا نکنه...اصلآ کفش نمی خوام!!

 


[ پنجشنبه 27 بهمن 1390 ] [ 03:18 ب.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

برای اینکه دفتر نقاشی اش سفید بود،معلم تنبیهش کرد.غافل از اینکه دخترک فقط خدایی رو کشیده بود که همه میگفتند دیدنی نیست...

میگن اگه عزیزی جزئی از خاطرات خوب زندگیت شد،بخاطر بودنش ازش تشکر کن.متشکرم که هستی...!
تقدیم به تک ستاره زندگیم!!!
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
Online User
IranSkin go Up
تماس با ما

دنیای كد آهنگ پسر جهنمی

مرجع کد آهنگ


بک لینک طراحی سایت